تبليغاتX
خوا قه زات گیان
خوا قه زات گیان
قالب وبلاگ


 

[ شنبه بیست و ششم آذر 1390 ] [ 13:27 ] [ وروجک ] [ ]

                      خدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.com

قشنگ ترین و یا جالب ترین  جمله٬ شعری یا مطلبی را که شنیده اید چی بوده؟

 لطفا در قسمت نظرات بنویسید

                                 

                                     تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com     

 

   

[ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 14:53 ] [ وروجک ] [ ]

    

 



زماني مردي در حال پوليش كردن اتوموبيل جديدش

بود كودك 4

ساله اش تكه سنگي را برداشت و بر روي بدنه اتومبيل

خطوطي را انداخت
مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را

 در دست گرفت و

 چند بار محكم پشت دست او زد بدون انكه به

دليل خشم متوجه

شده باشد كه با آچار پسرش را تنبيه نموده
در بيمارستان به سبب شكستگي هاي فراوان

 انگشت های دست

 پسر قطع شد
وقتي كه پسر چشمان اندوهناك پدرش را ديد از

او پرسيد "پدر كی

 انگشتهای من در خواهند آمد
آن مرد آنقدر مغموم بود كه هيچ نتوانست بگويد

 به سمت اتوموبيل

 برگشت وچندين بار با لگد به آن زد
حيران و سرگردان از عمل خويش روبروي اتومبيل

 نشسته بود و به

خطوطي كه پسرش روي آن انداخته بود نگاه مي كرد.

 او نوشته بود
"دوستت دارم پدر"
روز بعد آن مرد خودكشي كرد...

خشم و عشق حد و مرزي ندارند دومي ( عشق)

را انتخاب كنيد تا

 زندگی دوست داشتنی داشته باشيد و اين را به ياد

داشته باشيد كه:

اشياء برای استفاده شدن و انسانها براي دوست

داشتن می باشند
در حاليكه امروزه از انسانها استفاده مي شود و

 اشياء دوست داشته مي شوند.

همواره در ذهن داشته باشيد كه:
اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي

 دوست داشتن مي باشند
مراقب افكارتان باشيد كه تبديل به گفتارتان ميشوند
مراقب گفتارتان باشيد كه تبديل به رفتار تان مي شود
مراقب رفتار تان باشيد كه تبديل به عادت مي شود
مراقب عادات خود باشيد که شخصيت شما می شود
مراقب شخصيت خود باشيد كه سرنوشت شما مي شود

 

[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:55 ] [ وروجک ] [ ]

        
 

 

 

انان كه با افكاري پاك و فطرتي زيبا در قلب ديگران جاي دارند را هرگز هراسي

 از فراموشي نيست چرا كه جاودانند

 

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 

فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا

 اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 

باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و کسب

 افتخار ایران زمین مغلوب شده باشم

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

همیشه با هم یکدل و صمیمی بمانید تا اتحادتان موید و پایدار بماند

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

حرمت قانون را بر خود واجب شمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی بدارید

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش

حمایت کرد به کار خود سامان داده است

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

به احترام روح من که باقی و ناظر بر احوال شماست

به انچه دستور میدهم عمل کنید

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد

 خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت

بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که

 رو به آسمان دعا می کنند…

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه

دشواری رسیدن به سهولت است .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد

خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که

 انسان را از بین می برد .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان

نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای

 متفاوت انجام می دهند.

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه

تصمیم بگیری با چند نفر .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های

 بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد،

زیرا شادمانی او شادمانی من است.

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که

شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دشوارترین قدم، همان قدم اول است .

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 10:58 ] [ وروجک ] [ ]
 
۱-به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می ترسند تا از مرگ.

۲- حلزون می تواند سه سال بخوابد.

۳- اگر جمعیت چین در یک صف مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت
 
تولید مثل هیچ وقت تمام نخواهد شد.

۴- خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال ۱۹۸۷
 توانست ۴۰ هزار دلار صرفه جویی کند.

۵- ملت آمریکا بطور میانگین روزانه ۷۳ هزار مترمربع پیتزا می خورند.

۶- چشم های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.

۷- پروانه ها با پاهایشان می چشند.

۸- گربه ها می توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند. در حالیکه سگ ها کمتر از ده صدا.

۹- تعداد چینی هایی که انگلیسی بلدند; از تعداد آمریکایی هایی که انگلیسی بلدند! بیشتر است.

۱۰- فیل ها تنها حیواناتی هستند که نمی توانند بپرند.

۱۱- هربار که یک تمبر را زبان می زنید، ۱/۱۰ کالری انرژی مصرف می کنید.

۱۲- تمام خرس های قطبی، چپ دست هستند.

۱۳- اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می شود.

۱۴- اگر بصورت مداوم ۸ سال و ۷ ماه و ۶ روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن
 
یک فنجان قهوه را تولید کرده اید.

۱۵- کوتاهترین جنگ در تاریخ ۱۸۹۶ بین نازی ها و انگلستان رخ داد که ۳۸ دقیقه طول کشید.

۱۶- هر تکه کاغذ را نمی توان بیش از ۹ بار تا کرد.

۱۷- چشم های ما از بدو تولد همین اندازه بوده اند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچ وقت نمی تواند متوقف شود.

۱۸- در هرم خئوپوس در مصر که ۲۶۰۰ سال قبل از میلاد ساخته شده است. به اندازه ای سنگ بکار
 
 رفته که می توان با آن دیواری آجری به ارتفاع ۵۰ سانتی متر دور دنیا ساخت.

۱۹- .I am کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی است.

۲۰- اگر تمام رگ های خونی را دریک خط بگذاریم، تقریبا ۹۷ هزار کیلومتر می شود
 
[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 9:24 ] [ وروجک ] [ ]


 

 


سخنانی بسیار زیبا و عمیق برای لحظه ای تفکر و اندیشیدن...
 

* خوشحال بودن یعنی بدست آوردن یک زندگی

 و تقسیم آن با دیگران!


 

* برای زندگی کردن دو راه وجود دارد. یکی اینکه

گویی هیچ معجزه ای وجود ندارد و دیگری اینکه

گویی همه چیز یک معجزه است.


 

* اغلب روابط به سمت شکست می روند.

 نه بخاطر حضور نداشتن عشق. عشق همیشه

حاضر است. تنها مشکل این است که یکی بسیار

 زیاد دوست داشته شده است و دیگری به اندازه

کافی دوست داشته نشده است!


 

* اگر میدانستید که افکارتان چقدر قدرتمند است،

 هیچگاه حتی برای یک بار دیگر هم منفی فکر نمی کردید!


 


 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 15:38 ] [ وروجک ] [ ]
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 10:3 ] [ وروجک ] [ ]




 


 

 

رابطه روز تولد و شخصیت شماروان شناسان شخصیتی

 براین عقیده اند که

شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور

 نمی کند، بلکه مانند

رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد

مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید

فرض می کنیم که شما متولد 8 مهر 1355 هستید.مهر

ماه هفتم (7) سال

است پس :

2 = 1+1 = 11 = 0+7+3+1 = 1370 = 1355+7+8

شماره تولد 2 است

و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این

شماره است با خود مطابقت دهید .

تفسیر اعداد :

 

1- خالق و مبتکر :

' یک' ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید

 جدید و بدیع دارند

و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند

 تمامی کارها و

مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند

 در گردش باشد

و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این

حال 'یک' ها بشدت

صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند .

همیشه دوست

دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون

 عاشق این هستند

که 'بهترین' باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن

 بزرگترین کمک

به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر

 باشد و باید با رویی

باز آنها را نیز بشنوند .

 

2- پیام آور صلح :

' دو' ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا

پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند .

دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند

آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد . اما از طرف دیگر ، چنانچه

در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.

از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود

تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند .

 

3- قلب تپنده زندگی :

' سه ' ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،

رمانتیک وبسیار

بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما

همه آنها را

پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای

 این کار تمام

تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی

و ایده آلیست

هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری

هم ببینند .

 

4- محافظه کار :

' چهار' ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق

 کارهای روزمره،

روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد

 عمل می شوند که

دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و

تلاش می کنند.

عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند . بسیار

 مقاوم و با پشتکار

هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری

داشته و با خود مهربانتر باشند .

 

5- ناهماهنگ با جماعت :

' پنج' ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری

 و اشتیاق

سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف

 خود،غالبا برایشان

درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست

 ندارند مانند درخت

در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر

موقعیتی به دنبال

یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها

به خوبی یاد گرفته اند

که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و

مطمئن شوند که پیش

از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند .

 

6- رمانتیک و احساساتی :

' شش' ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند

 که احساس

مفید بودن کنند . یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای

 آنها از اهمیت

ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان

 موثر است و

آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند.

 بسیار وفادار

و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو

موسیقی

هستند .. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.

'شش' ها

باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی

که نمی توانند،

تفاوت قائل شوند .

 

7- عاقل و خردمند :

' هفت' ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات

 پنهان

و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش

 حقیقی آن

می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های

 آنها ندارد. با اینکه

در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست

ندارند مورد

پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با

 سرعت شروع

نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان

 مسابقه را برد. آنها

فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند

 می رسند

و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان

 زندگی می کنند

و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و

چه چیزی نه !

 

8- آدم کله گنده :

' هشت ' ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای

 سراغ مشکل

رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار

مصمم هستندو

طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی

 داشته باشند.

مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص

 خود می بینند.

با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران

 همیشه آنها را رئیس ببینند .

 

9- اجرا کننده و بازیگر :

' نه ' ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده

و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با

جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کـس

برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف

شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که

اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد .

آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای

متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند

 اما خیلی وقتها

از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها

برای موفقیت

باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند

مکملشان در زندگی

باشد دست یابند.

 

[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 12:36 ] [ وروجک ] [ ]

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها

 عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.
زن: یواش تر برو, من می ترسم.
مرد : نه, اینجوری خیلی بهتره.
زن : خواهش میکنم, من خیلی می ترسم.
مرد : خوب, اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن : دوستت دارم, حالا میشه یواش تر برونی.
مرد : منو محکم بگیر.

زن :….
خوب حالا میشه یواش تر بری.
مرد : باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری,

 آخه نمیتونم
راحت برونم. اذیتم میکنه.

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه
آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد, یکی از دو سرنشین
زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون
اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای
آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.

 

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 10:30 ] [ وروجک ] [ ]

 

داستان کوتاه موجودی کوچک با عشقی بزرگ

این داستانی که در زیر نقل می شود یک داستان کاملا

واقعیست که در ژاپن اتفاق افتاده است :

شخصی مشغول تخریب دیوار قدیمی خانه اش بود تا آنرا نوسازی کند .

 توضیح اینکه منازل ژاپنی بنابر شریط محیطی داری فضایی خالی بین

 دیوار های چوبی هستند .

این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که

میخی از بیرون به پشتش فرو رفته بود .

دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد . وقتی میخ را بررسی کرد خیلی

 تعجب کرد ! این میخ چهار سال پیش ، هنگام ساختن خانه کوبیده

 شده بود !

اما براستی چه اتفاقی افتاده بود ؟ که در یک قسمت تاریک آنهم بدون

کوچکترین حرکت ، یک مارمولک توانسته بمدت چهار سال در چنین

موقعیتی زنده مانده !
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است . متحیر از این مساله

کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد .

در این مدت چکار می کرده ؟ چگونه و چی می خورده ؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر ، با

غذایی در دهانش ظاهر شد !

مرد شدیدا منقلب شد ! چهار سال مراقبت . واقعا که چه عشق قشنگی !

یک موجود کوچک با عشقی بزرگ ! عشقی که برای زیستن و ادامه ی حیات ،

 حتی در مقابله با مرگ همنوعش او را دچار هیچگونه کوتاهی نکرده بود !

اگه موجودی به این کوچکی بتونه عشقی به این بزرگی داشته باشه پس

تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق همدیگه باشیم و شاید هم باید

 پایبندی رو از این موجود درس بگیریم ، البته اگر سعی کنیم خیلی بهتر

 از اینها می توانیم چرا که باید به خود اییم و بخواهیم و بدانیم ،

 ‏که انسان باشیم …

 

 

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 10:25 ] [ وروجک ] [ ]

 

پسر و پدری داشتند در کوه قدم میزدند که ناگهان پای

 پسر به سنگی گیر کرد به زمین افتاد و داد کشید:

آآآی ی ی!! صدای از دور دست آمد: آآآی ی ی !!

 پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟ پاسخ

 

شنید: کی هستی؟ پسرک خشمگین شد و فریاد

 زد: ترسو! باز پاسخ شنید: ترسو! پسرک با تعجب

 از پدرش پرسید: چه خبر است؟ پدر لبخندی زد و گفت:

پسرم توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک

 قهرمان هستی! صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی!

پسرک باز بیشتر تعجب کرد، پدرش توضیح داد: مردم

می گویند که این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت

  انعکاس زندگی است. هر چیزی که بگویی یا انجام دهی، زندگی عینا به تو جواب می دهد.

اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلبت به

وجود می آید و اگر به دنبال موفقیت باشی، آن را حتما

به دست خواهی آورد. هر چیزی را که بخواهی زندگی

 همان را به تو خواهد داد.

 

 

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 10:17 ] [ وروجک ] [ ]

در سال ۱۹۶۸ مسابقات المپیک در شهر مکزیکوسیتی برگزار شد.

 در آن سال مسابقه دوی ماراتن یکی از شگفت انگیزترین مسابقات

 دو در جهان بود.دوی ماراتن در تمام المپیکها مورد توجه همگان است

و مدال طلایش گل سرسبد مدال های المپیک. این مسابقه به طور

 مستقیم در هر ۵ قاره جهان پخش میشود.

کیلومتر آخر مسابقه بود. دوندگان رقابت حساس و نزدیکی باهم

 داشتند. نفس های آنها به شماره افتاده بود چون آنها ۴۲ کیلومتر

و ۱۹۵متر مسافت را دویده بودند. دوندگان همچنان با گامهای بلند

 و منظم پیش میرفتند. چقدر این استقامت زیبا بود. هر بیننده ای

 دلش میخواست که این اندازه استقامت و توان داشته باشد.

 دوندگان قسمت آخر جاده را طی کردند و یکی پس از دیگری وارد

 جاده شدند. استادیوم مملوء از تماشاچی بودو جمعیت با وارد شدن

 دوندگان شروع به تشویق کردند. رقابت نفس گیر شده بود و دونده

شماره … چند قدمی جلوتر از بقیه بود. دونده ها تلاش میکردند تا زود تر

به خط پایان برسند و بالاخره دونده شماره …نوار خط پایان را پاره کرد.

 استادیوم سراپا تشویق شد. فلاش دوربین های خبرنگاران لحظه ای

 امان نمی داد و دونده های بعدی یکی یکی از خط پایان گذشتند و

 بعضی هایشان بلافاصله بعد از عبور ازخط پایان چند قدم جلوتر از شدت

 خستگی روی زمین ولو شدند. اسامی  و زمانهای به دست آمده نفرات

برتر از بلندگو اعلام شد. نفر اول با زمان دو ساعت و … در همین حال

دوندگان دیگر از راه رسیدند و از خط پایان گذشتند. در طول مسابقه دوربین

 بارها نفراتی را نشان داد که دویدند، از ادامه مسابقه منصرف شدند و

 از مسیر مسابقه بیرون آمدند. به نظر میرسید که آخرین نفر هم از

خط پایان گذشته است. داوران و مسوولین برگزاری مسابقه میروند تا

 علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پایان را جمع آوری کنند. جمعیت

هم آرام آرام استادیوم را ترک میکنند. اما

بلند گوی استادیوم به داوران اعلام میکند که خط پایان را ترک نکنند

 گزارش رسیده که هنوز یک دونده دیگر باقی مانده. همه سر جای

خود برمیگردند و انتظار رسیدن نفر آخر را میکشند. دوربین های مستقر

در طول جاده تصویر او را به استادیوم مخابره میکنند. از روی شماره پیراهن

 او اسم او را می یابند “جان استفن آکواری” است دونده سیاه پوست

 اهل تانزانیا، که ظاهرا برایش مشکلی پیش آمده، لنگ میزد و پایش

 بانداژ شده بود. ۲۰ کیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال این که

 از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود. نفس نفس میزد احساس درد در

 چهره اش نمایان بود لنگ لنگان و آرام می آمد ولی دست بردار نبود.

چند لحظه مکث کرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را می گیرند تا

از ادامه مسابقه منصرفش کنند ولی او با دست آنها را کنار می زند و

 به راه خود ادامه میدهد. داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور

 نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترک کنند. جمعیت هم همان طور

 منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتایج ترک نمی کند. جان

 هنوز مسیر مسابقه را ترک نکرده و با جدیت مسیر را ادامه میدهد.

خبرنگاران بخش های مختلف وارد استادیوم شده اند و جمعیت هم به

 جای اینکه کم شود زیادتر میشود! جان استفن با دست های گره کرده

و دندان های به هم فشرده و لنگ لنگان، اما استوار، همچنان به حرکت

 خود به سوی خط پایان ادامه میدهد او هنوز چند کیلومتری با خط پایان

 فاصله دارد آیا او میتواند مسیر را به پایان برساند؟ خورشید در مکزیکوسیتی

 غروب میکند و هوا رو به تاریکی میرود.

بعد از گذشت مدتی طولانی، آخرین شرکت کننده دوی ماراتن به استادیوم

نزدیک میشود، با ورود او به استادیوم جمعیت از جا برمیخیزد چند نفر

در گوشه ای از استادیوم شروع به تشویق میکنند و بعد انگار از آن نقطه

موجی از کف زدن حرکت میکند و تمام استادیوم را فرا میگیرد نمیدانید

چه غوغایی برپا میشود.

۴۰ یا ۵۰ متر بیشتر تا خط پایان نمانده او نفس زنان می ایستد و خم میشود و دستش را روی ساق پاهایش میگذارد، پلک هایش را فشار می دهد

 نفس میگیرد و دوباره با سرعت بیشتری شروع به حرکت میکند.

 شدت کف زدن جمعیت لحظه به لحظه بیشتر میشود خبرنگاران در

 خط پایان تجمع کرده اند وقتی نفرات اول از خط پایان گذشتند استادیوم

 اینقدر شور و هیجان نداشت. نزدیک و نزدیکتر میشود و از خط پایان میگذرد. خبرنگاران، به سوی او هجوم میبرند نور پی در پی فلاش ها استادیوم

را روشن کرده است انگار نه انگار که دیگر شب شده بود. مربیان

حوله ای بر دوشش می اندازند او که دیگر توان ایستادن ندارد، می افتد.

آن شب مکزیکوسیتی و شاید تمام جهان از شوق حماسه جان، تا

صبح نخوابید. جهانیان از او درس بزرگی آموختند و آن اصالت حرکت،

 مستقل از نتیجه بود. او یک لحظه به این فکر نکرد که نفر آخر است.

 به این فکر نکرد که برای پیشگیری از تحمل نگاه تحقیرآمیز دیگران به

خاطر آخر بودن میدان را خالی کند. او تصمیم گرفته بود که این مسیر

 را طی کند، اصالت تصمیم او و استقامتش در اجرای تصمیمش باعث

 شد تا جهانیان به ارزش جدیدی توجه کنند ارزشی که احترامی تحسین

 برانگیز به دنبال داشت. فردای مسابقه مشخص شد که جان ازهمان

شروع مسابقه به زمین خورده و به شدت آسیب دیده است.

او در پاسخگویی به سوال خبرنگاری که پرسیده بود، چرا با آن وضع و در

 حالی که نفر آخر بودید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟ ابتدا فقط گفت:

 برای شما قابل درک نیست! و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد:

مردم کشورم مرا ۵۰۰۰ مایل تا مکزیکوسیتی نفرستاده اند که فقط

مسابقه را شروع کنم، مرا فرستاده اند که آن را به پایان برسانم.

داستان “جان استفن آکواری” از آن پس در میان تمام ورزشکاران سینه

 به سینه نقل شد”حالا آیا یادتان هست که نفر اول برنده مدال طلای

 همان مسابقه چه کسی بود؟

یک اراده قوی بر همه چیز حتی بر زمان غالب می آید

 

 

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 10:11 ] [ وروجک ] [ ]

 

زن وشوهری بیش از ۶۰ سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز را به طور مساوی

 بین خود تقسیم کرده بودند.در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان

 نمی کردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز

 آن را باز نکند ودر مورد آن هم چیزی نپرسد

در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد

 وپزشکان از او قطع امید کردند.در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع ورجوع می کردند پیر مرد

 جعبه کفش را آوردونزد همسرش برد

پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید.پس

 از او خواست تا در جعبه را باز کند .وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی ومقداری

 پول به مبلغ ۹۵ هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود.

پیرزن گفت :هنگامی که ما قول وقرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی

 زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به من گفت که هروقت از دست

توعصبانی شدم ساکت بمانم ویک عروسک ببافم.

پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک

در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این

 بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد وگفت این همه پول چطور؟پس اینها ازکجا آمده؟

پیرزن در پاسخ گفت :آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست اورده ام

 

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 9:48 ] [ وروجک ] [ ]

 


اسپاسم یا گرفتگی عضلات، انقباض ناخواسته ماهیچه یا عضله

است که معمولا دردناک می باشد و انواع مختلفی دارد. بعضی

 از این اسپاسم ها را می توان با مصرف دارو، رژیم غذایی

 یا ماساژ درمان کرد.

گرفتگی عضلات گردن و کمر

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 12:37 ] [ وروجک ] [ ]
 
بدون شرح!

[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 10:4 ] [ وروجک ] [ ]

 

شما فرد ثروتمندی نیستید مگر این که مالک چیزی باشید که با پول نمی توان آن را خرید.
مجله موفقیت: شما فرد ثروتمندی نیستید مگر این که مالک چیزی باشید که با
پول نمی توان آن را خرید. «گرت بروکس»



*مفهوم واقعی عشق: گرمای حاصل از عشق سال ها زندگی مشترک با کسی
که می دانید انتخاب مناسبی برای شما بوده است.

*زیبایی: چراکه زیبایی در چشم بیننده است.

*دوستی حقیقی: دوست شما هرچقدر ضعیف و ناتوان باشد سمت شما
ایستاده و زمانی که به جز او هیچ کس را ندارید از شما جانبداری می کند.

*آرامش خاطر: که آن را تنها با صداقت قلبی می توان به دست آورد.

*نگاه یک فرد تازه کار: که هرگز دیگر مانند بار اول نخواهند بود.

*لذت تعریف کردن یک ماجرای جالب و واقعی: یکی از وسوسه انگیزترین
 نقش هایی که در زندگی بازی می کنیم نقش یک قصه گوست. کمتر
 چیزی هست که به اندازه تعریف کردن یک داستان یا ماجرای جالب لذت داشته باشد.

*شادی: شاید واقعی با انجام کاری که دوست داشته و به آن اعتقاد دارید به
 دست می آید.

*موفقیت: تعریف ساده موفقیت، کسب مهارت در انجام کاری است که به آن علاقه دارید.

*یک لحظه خاص از زمان: لحظه ای که رفته دیگر رفته است، حسرت آن را نخورید.

*خنده یک نوزاد: نوزادان به پول اهمیت نمی دهند. آنها عشق، محبت و زندگی
 در لحظه را می شناسند.

*ملاقات ناگهانی دوستی که مدت ها از او بی خبر بوده اید: سال هاست که او
 را ندیده اید و فکر می کرده اید شاید یدگر هرگز او را نبینید. اما ناگهان او سر راهتان
سبز می شود.

*احساس رضایت از موفقیت خویشتن: شما به هدف خاصی چشم دوخته و تا جایی
 که به موفقیت برسید آن را دنبال کرده اید. اکنون بهانه ای برای جشن گرفتن دارید.

*صدای قطره های باران: درحالی که روی مبل راحتی لم داده اید، صدای باران را
از بیرون می شنوید. کمتر صدایی هست که تا این اندازه آرام بخش باشد.

*یک گفت و گوی خوب و خالصانه:  لحظاتی که گفت و گوی ساده ای در جریان است
و همه حضار به همان اندازه که صحبت می کنند چیزهایی نیز می آموزند.

*تحسین وتمجید غیرمنتظره: بعد ازظهر تعطیل کسل کننده دیگری از راه رسید اما به
محض اینکه وارد منزل می شوید، همسرتان می گوید: «چقدر این پیراهن بهت میاد!!»



*احساس این که ایده های شما مفید و به درد بخور بوده اند: تمام روز درگیر حل یک
مشکل پیچیده بوده اید اما به نتیجه ای نرسیده اید. در حالی که کاملا ناامید شده اید
 ناگهان تصمیم می گیرید آخرین راه ممکن را نیز امتحان کنید. بارها شکست خورده اید
 اما این بار ایده شما کارساز از آب درمی آید.

*شنیدن اتفاقی آهنگ مورد علاقه تان: در یک ترافیک سنگین گیر افتاده اید و برای
 پرت کردن حواس خودتان با بدخلقی امواج رادیو را عوض می کنید که ناگهان آهنگ
 موردعلاقه خود را می شنوید.

*بعدازظهر آفتابی روز جمعه: پرنده ها آواز سر داده اند، نسیم خنکی می وزد
و پرتوهای خورشید صورت شما را گرم می کنند.

*یادآوری خاطرات خوب دوران کودکی: اولین روزی که دوچرخه سواری را یاد گرفتید
به خاطر می آورید؟ اولین باری که با پدرتان کشتی گرفتید چطور؟ اولین باری که
با دوستان خود از درخت بالا رفتید؟

*یادکردن از گذشته ها با یک دوست صمیمی: آن تجربه های خنده داری که شما
دو نفر در گذشته در کنار یکدیگر داشته اید.

*محبت: ثروت واقعی از آن کسانی است که حرف دل خود را گوش می کنند.
 شما نمی توانید مهر و محبت کسی را با پول بخرید یا برعکس کاری کنید که او
علاقه خود را تسلیم مادیات کند.

*اشیایی که بار احساسی و شور فراوانی در آنها نهفته است: عکس های قدیمی
خانوادگی، جعبه موسیقی مادربزرگ، نقاشی هایی که فرزند خردسال برادرتان برای
 شما کشیده و خیلی چیزهای دیگر که نمی توان قیمتی بر روی آنها گذاشت.

*استشمام یک بوی خوش و آشنا: بعد از سال ها به منزل پدری خود بازمی گردید
 و عطر آشنای آن خانه را استشمام می کنید. بوی درخت میوه همسایه به
مشامتان می خورد. همین که از در رد می شوید، همان بوی آشنای همیشگی
 شامه شما را می نوازد و با خودتان می گویید: «هیچ جا خانه خود آدم نمی شود!!»

*پی بردن به طنز نهفته در یک لطیفه بامزه: لطیفه ای که دفعه اول وقتی آن را
 می شنوید متوجه منظور آن نمی شوید.

*استعدادهای شگفت انگیزی که از بدو تولد با شما بوده اند: مانند نبوغ ذهنی
 یا صدای زیبایی که دارید.



*هیجان خنداندن دیگران: چراکه خنده آنها لبخند را بر لب خودتان نیز می نشاند.

*تقویت حواس پنجگانه: بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه هرکدام
دریچه ای به سوی کسب تجارب رضایت بخشی از زندگی هستند.

*تقسیم یک خنده درست و حسابی با دوستان و اعضای خانواده: برخی از
به یادماندنی ترین خاطرات زندگی همه ما همان لحظاتی هستند که با خنده و
 شوخی سپری شده اند.

*گرما و راحتی رختخواب خودتان: هیچ جا برای خوابیدن راحت تر از رختخواب خودتان نیست.

*تماشای حیوانات وحشی در طبیعت: مانند اوج گرفتن شکوهمندانه یک عقاب
 بر فراز درختان یا خرامیدن آهو در یک دشت سبز.

*بیدارشدن با عطر غذای خانگی: هنوز در خواب ناز به سر می برید اما یکی
 از عزیزان شما هست که می داند به زودی با احساس گرسنگی از خواب بیدار
خواهید شد.

*آرامش سکوت کامل: هیسسسسس!

*صدای وزیدن نسیم لا به لای درختان: این صدای مادر طبیعت است که شما
 را احاطه کرده است.
*تجربه تماشای مردم: این کار جالبی است که هیچ وقت کسی از انجام آن سیر
 نمی شود. شما نمی توانید لذت این سرگرمی را با پول بخرید.

*تماشای طلوع و غروب خورشید در کنار همسرتان: برای این کار وقت بگذارید،
 ارزشش را دارد.

*شنیدن صدای امواج اقیانوس و تماشای آن: این نیز یکی دیگر از پدیده های
 طبیعت است.

*تپش قلب بعد از انجام یک ورزش سنگین: احساس می کنید که دنیا را
 مغلوب خود ساخته اید.

*لذت خیالبافی: نشستن، اندیشیدن و رویاپردازی.



*وقتی همسرتان می گوید دوستت دارم: و شما می دانید که منظور واقعی
او همین است چرا که صداقت در چشمانش موج می زند.

*وقتی یک نفر بی خبر روز تلودتان را به شما تبریک می گوید: دوستی که ماه هاست
 او را ندیده اید روز تولدتان زنگ می زند تا به شما تبریک بگوید.

*پیداکردن چیزی که فکر می کردید برای همیشه آن را گم کرده و از دست داده اید:
 بعد از روزها جست و جو بالاخره تسلیم شده اید و اکنون بعد از شش ماه ناگهان آن
 را پیدا می کنید.

*فکر بکر پنهان در یک اثر هنری خلاقانه: هر قطعه و اثر هنری در چشم بیننده ای که
 به نوعی در ساخت آن دست داشته فوق العاده ارزشمند است. خلاقیت نهفته در آثار
 هنری نیز از این قاعده مستثنا نیست.

*یک لحظه تلاقی نگاه با یک فرد غریبه: شما هرگز او را ندیده اید و شاید دیدگر هم
 او را نبینید اما فقط یک لحظه از زمان را با یکدیگر قسمت کرده اید.

*در آغوش گرفتن یکی از عزیزان خانواده: بغل کردن گرم و صمیمانه عزیزانتان همان
چیزی است که آرزو دارید تا ابد به طول بینجامد.

*خواندن یک آواز شاد از ته دل: دوست دارید فریاد بکشید، دست های خود را بالا ببرید
 و چهچه بزنید!

*تماشای نفس خودتان در یک هوای سرد: این پدیده ساده از همان دوران کودکی
 توجه شما را به خود جلب کرده است.

*احساس پذیرش: اکنون که پذیرفته شده اید عضوی از یک گروه بزرگ تر هستید
و این احساس خوبی به شما می دهد.



*تماشای ابرهایی که اشکال عجیب و غریب و بامزه ای دارند: این اشکال شاید بار
 دیگر تکرار نشوند.

*بغل کردن یک نوزاد تازه متولد شده: واقعا احساس زیبایی است، فوق العاده زیبا.

*وقتی می دانید که می توانید به کسی اعتماد کنید: شما این اع تماد و اطمینان
را در چشمان او می خوانید و آن را از صمیم قلب احساس می کنید. هیچ نیت
و انگیزه مخفی و پنهانی وجود ندارد.

*نشستن دور آتش با دوستان: این یکی از بهترین لحظات برای یادآوری خاطرات و
قصه گویی درباره مسایلی است که به آنها اهمیت می دهید.

*تماشای یک زوج سالمند: تماشای این که چگونه عشق از آزمایش گذر زمان
سربلند بیرون آمده است.

*زیبایی آسمان مهتابی: کمتر چیزی با لذت خیره شدن به مهتاب در آسمان
برابری می کند.

*قدرت پریدن از سنگ های درون رودخانه: مهم نیست چه سن و سالی دارید،
 برای انجام این کار هیچ وقت دیر نیست.

*تماشای روشنایی شهر در دوردست: کار فوق العاده آرامش بخشی است.

*وقتی می دانید همسرتان در منزل منتظر شماست: بله این ثبات زندگی شما
را نشان می دهد و او بخش مهمی از این ماجراست.

*تماشای همسرتان درحالی که به خواب فرو رفته است: همین که کنار او هستید
و با او نفس می کشید کفایت می کند.

*رنگ پاییز: این هنر مادر طبیعت است.



*کسانی که تنها با فکر کردن به آنها لبخند می زنید: هرجا که باشم، دست
 به هر کاری که بزنم، کافی است به او فکر کنم تا لبخندی روی لب هایم بنشیند.

*وقتی می دانید که مردم دست نوشته های شما را می خوانند: کلمات 
 نمی توانند لذت ن را توصیف کنند.

*هیجان خواندن نظر جدیدی که در وبلاگ شما به ثبت رسیده است:
همه ما این کار را دوست داریم.
[ یکشنبه هفتم اسفند 1390 ] [ 14:16 ] [ وروجک ] [ ]

 

شايد با اين جمله آشنا باشيد كه «‌امروزه ازدواج به بزرگ‌ترين ريسك
زندگي دختران و پسران تبديل شده است».

=====================
=======================

 برترین ها: شايد با اين جمله آشنا باشيد كه «‌امروزه ازدواج به بزرگ‌ترين ريسك
 زندگي دختران و پسران تبديل شده است». به هر حال پيچيدگي روابط اجتماعي،
اقتصادي و فرهنگي به‌خصوص در جوامع شهري باعث شده بسياري از افرادي‌كه
در آستانه ازدواج هستند، در رفتارها و ارتباط‌هاي اوليه چهره واقعي خود را نشان ندهند.
 برخلاف تصور اغلب جوانان، ازدواج تنها يك تصميم عاطفي نيست بلكه بايد كاملا
حساب‌گرانه و مهندسي شده باشد تا همسران در طول زندگي مشترك به بن‌بست نرسند.
 در واقع بايد در اين راه طرفين به شناخت دقيق از هم برسند. تجربه نشان داده است
هرچه اين شناخت دقيق‌تر و قوي‌تر باشد، ازدواج سرنوشت بهتري خواهد داشت.
در اين ميان اما هستند مرداني كه به هيچ‌عنوان براي ازدواج مناسب نيستند؛
آن‌ها را به‌اصطلاح «مردان خطرناك» براي ازدواج مي‌ناميم. اين افراد شخصيت‌هايي دارند
 كه آن‌ها را براي ازدواج نامناسب مي‌كند. به همين دليل دختران جوان بايد در مقابل
 اين قبيل افراد وارد ارتباط عاطفي نشوند و فكر نكنند كه با ازدواج همه مشكلات حل مي‌شود.
 در اين شماره برخي از اين افراد را به دختران جوان معرفي مي‌كنيم تا آن‌ها هوشيارانه‌تر
 و آگاهانه‌تر به موضوع نگاه كنند و از سيستم «انتخاب عاقلانه، زندگي عاشقانه‌»
استفاده كنند. در شماره‌هاي آينده نيز مي‌توانيد منتظر معرفي ساير افراد نامناسب باشيد.



شناخت همسر آينده از چه راهي بايد حاصل شود؟

دليل اين‌كه مشاوران خانواده به خانواده‌ها پيشنهاد مي‌كنند براي عقدكردن فرزندان‌شان
 عجله نكنند ايجاد فرصت براي شناخت دقيق‌تر و آگاهانه است. زمان مناسب براي
 آشنايي حداقل بين 4 تا 6 ماه است. در اين مدت دختر و پسر مي‌توانند در كنار خانواده‌ها
 و با رعايت اصول شرعي و عرفي به شناخت مناسب‌تري نسبت به طرف مقابل و
خانواده او دست يابند. تصور كنيد شما با شخصي هم جنس خودتان ارتباطي
دوستانه را شروع مي‌كنيد، بدون شك در اوايل ارتباط هر 2 شما سعي مي‌كنيد خود
واقعي‌تان را كمي پنهان كنيد و خودتان را از آن چيزي كه هستيد بهتر نشان دهيد كه اين
 اتفاق گاهي ناخودآگاه روي مي‌دهد. در اصل اكثر انسان‌ها نقابي بر چهره دارند اما وقتي
 با اين فرد مدتي به رفت‌وآمد مي‌پردازيد و اصطلاحا يخ‌تان آب مي‌شود، افكار و رفتارهاي
 خود را كمتر پنهان مي‌كنيد و شناخت دو طرفه بهتري بين شما ايجاد مي‌شود، به
جز شخصيت نمايشي كه در واقع هنرپيشه‌هايي هستند كه شناخت‌شان كار دشواري است
 بقيه شخصيت‌ها را به مرور زمان مي‌توان شناخت به شرط آن‌كه افراد ابزار اين
شناخت را داشته باشند و اين ابزار آگاهي است.



پيش شرط‌هاي ازدواج

با توجه به اين‌كه اين مطلب در صفحه دختران نگاشته مي‌شود عنوان آن را مردان
خطرناك براي ازدواج قرار داديم. هدف ما اين است كه اين ابزار را به دختران
بدهيم تا در مسير شناخت، گام‌هاي مناسب‌تري بردارند و وارد ارتباطات بيمار و
مشكل‌ساز نشوند، فراموش نكنيم كه همواره پيشگيري بهتر از درمان است.
اگر افراد شناخت مناسبي از خودشان داشته باشند و بدانند كه به چه فردي با
چه الگوهايي نياز دارند و همچنين با مشورت با متخصصان امر ازدواج دست به انتخاب بزنند،
 احتمال طلاق عاطفي و قانوني به حداقل خواهد رسيد. گاهي من با مواردي مواجه
 مي‌شوم كه دوره نامزدي هم بين زوجين وجود داشته حتي زمان آن هم مناسب بوده
 اما چون ابزار شناخت ميسر نبوده نتوانسته‌اند به تشخيص مناسبي براي انتخاب يا
عدم‌آن برسند. مثلا دختر مي‌گويد من به مادرم گفتم كه اين پسر دائم من را چك مي‌كند،
شكاك است، بد دل است ولي پاسخ مادرم اين بود كه اين نشانه توجه و دوست‌داشتن است،
بعد از ازدواج درست مي‌شود! اما من هشدار مي‌دهم كه خيلي‌اوقات اين‌ها علائم بيماري
 و اختلال است و متاسفانه بسياري از اين قبيل افراد در ارتباط‌هاي اوليه موفق مي‌شوند،
 اعتماد دختران را جلب مي‌كنند. به عقيده من اشخاص هم به زمان مناسب و كافي
 نياز دارند و هم به دانش و آگاهي. با اين حال پيشنهاد من اين است كه مشاوره قبل
 از ازدواج را جدي بگيرند. گاهي‌اوقات افراد احساس مي‌كنند به مشاور نياز دارند اما
سراغ درمانگري مي‌روند كه مثلا بيشتر روي اختلالات رواني كار مي‌كند. قطعا شما
 هنگامي كه دندان درد داريد نزد چشم پزشك نمي‌رويد.


 


معتادان، بزهكاران و...

بد نيست ابتدا به‌صورت فهرست‌وار مردان نامناسب براي ازدواج را بشناسيد تا
در ادامه برخي از بارزترين آن‌ها به شكل مبسوط معرفي شود. دسته مطرح‌ از افراد
خطرناك، مرداني هستند كه اعتياد دارند، چه اعتياد به داروهاي روانگردان و چه مخدرهاي
ديگر. اعتياد وابستگي رواني است، فرقي نمي‌كند؛ روانگردان، مخدر، محرك يا هرچيز ديگر.
  با عبور از اين دسته، به افراد بزهكار مي‌رسيم، افراد سابقه‌داري كه معمولا
 سوء‌سابقه‌اي در دستگاه قضايي دارند مانند دزدان، افراد كلاهبردار و امثالهم. دسته
ديگر افرادي هستند كه دچار اختلالات رواني هستند و معمولا روان‌پزشك‌شان آن‌ها
 را از ازدواج منع مي‌كند مثل بيماران اسكيزوفرني، افسردگي‌هاي حاد و ديگر اختلالات كه
پيش‌آگهي خوبي در درمان ندارند. دسته بعد مي‌توان به شخصيت‌هاي ناپخته، افراد
تكانشي و افرادي كه از هوش اجتماعي و هيجاني پاييني برخوردار هستند،  اشاره كرد.
دسته بعد افرادي هستند كه اختلالات شخصيت دارند مانند: شخصيت شكاك، ضد‌اجتماعي،
توفاني، منزوي، سرسخت، نمايشي، عجيب و غريب، منفعل_ مهاجم، خودپسند و
شخصيت وابسته و دسته ديگر تيپ‌هاي شخصيتي خسيس، بيكار و رفيق‌باز هستند.
 بد نيست با اين 3 تيپ شخصيت آخر بيشتر آشنا شويد سپس به تفصيل ديگر
 دسته‌ها را براي‌تان شرح خواهم داد.



مردان خسيس: وقتي خرج كردن احساس بد ايجاد مي‌كند

شما ممكن است بشنويد كه فردي خسيس است اما هنگامي مي‌توان فردي را
 به‌عنوان شخصيت خسيس شناخت كه چند ويژگي در او مشهود باشد. يكي از
ويژگي‌هاي بارز فرد خسيس اين است كه فرقي نمي‌كند از لحاظ مالي، فرد توانمندي
 باشد يا كم توان چون در هر صورت موضوع پول خرج كردن احساس بدي به او مي‌دهد.
 يعني گاهي اوقات حتي در پوشش ترجيح مي‌دهد از لباس ديگران استفاده كند مانند
 برادر يا دوستي كه سايزشان يكي باشد. پول دارد ولي از اين‌كه داخل فروشگاه برود
و جنسي را تهيه كند احساس بدي پيدا مي‌كند. به‌خصوص اگر اين خريد را بخواهد براي
 كس ديگري انجام دهد، تا جايي‌كه بتواند از اين كار اجتناب مي‌كند. حالا تصور كنيد
 اين فرد شريك زندگي پيدا كند و اين شريك زندگي يك خانم خانه‌دار باشد كه مايحتاجش
 را اين فرد بايد تامين كند چه وضعيت آزاردهنده‌‌اي مي‌تواند ايجاد كند. مرد خسيس،
 استاد فلسفه‌بافي درباره اين مسئله است كه هزينه كردن اشتباه است. به‌عنوان مثال
 مي‌گويد، اين جنسي كه حالا50 هزارتومان است من مي‌توانم 20 هزارتومان بخرم و
 گاهي واقعا آنقدر مي‌گردد تا پيدا كند. او تا آنجا كه بتواند سعي مي‌كند كمتر مسئله‌اي
 به نام پول خرج كردن را انجام مي‌دهد. برخي اوقات اين افراد بسيار توانمند هستند
 ولي پول خرج كردن حال‌شان را بد مي‌كند.





پاسخگويي براي هر هزينه

 با يك نشانه نمي‌توان به تشخيص رسيد بلكه بايد نشانه‌ها را به‌صورت مداوم
ببينيد تا به نتيجه برسيد. به‌عنوان مثال پسر و دختري در دوران آشنايي براي ازدواج
 ممكن است به يك رستوران بروند. ممكن است بر حسب تصادف آن روز پسر پول محدودي
 به همراه داشته باشد و در ارائه سفارش دقت خاصي نشان دهد ولي اگر اين رفتار دائما
تكرار شود و اين فرد در انتخاب رستوران مدام به قيمت توجه كند، مي‌تواند نشانه‌اي باشد
 مبني بر اين‌كه ممكن است اين فرد خسيس باشد. من مراجعي داشتم كه مي‌توانم بگويم
 ثروتمند بودند و صاحب خانه و ماشين گران‌قيمت اما به همسرش مي‌گفت: «چرا به جاي
 اين‌كه از بازارهاي ارزان‌قيمت، ميوه تهيه كني به فروشگاه ديگري مي‌روي كه ميوه
را گران‌تر مي‌فروشد.» شايد اين موضوع منطقي به‌نظر برسد ولي در جايي كه با فشار،
خشم و عصبانيت و بحث‌هاي طولاني مرد براي چنين موضوعي مواجه هستيم موضوع
غيرطبيعي و آزار‌دهنده خواهد شد و شما با شخصيتي خسيس روبه‌رو هستيد كه بابت
 هر هزينه‌اي بايد پاسخگو باشيد.



مردان بيكار: با انجام ندادن آزار مي‌رساند

شخصيت‌هاي بيكار افرادي هستند كه بيشتر با كارهايي كه انجام نمي‌دهند ديگران
 را آزار مي‌دهند نه با كارهايي كه انجام مي‌دهند، اين افراد از كاري كه ساعت كاري
مشخص داشته باشد، بيزارند. اگر هم به ناچار در اداره‌ يا شركتي كار كنند كه قرار باشد
 از 8 صبح تا 4 بعدازظهر آنجا باشند، بدون شك بين كار، زماني كه رئيس‌شان نباشد
 از كار فرار مي‌كنند. اين افراد به‌دنبال كارهايي هستند كه با كمترين ميزان كار‌كردن بيشترين
 درآمد را داشته باشند. جالب اينجاست برخي از اين افراد به‌دنبال گنج هستند و در حال
 حاضر هم وجود دارند افرادي كه چنين خصوصياتي داشته باشند. يكي از مراجعان من
 خانمي است كه شكايتش اين است كه شوهرش 15 سال است كه به‌دنبال گنج است
و به نصايح من و ديگران در مورد بي‌فايده بودن اين كار توجه نمي‌كند. اين افراد مسئوليت‌پذير
 نيستند و از زير كار فرار مي‌كنند. مثلا اگر قرار باشد لامپ اتاق را عوض كنند ممكن است
اين كار يك ماه طول بكشد. اين اشخاص معمولا در حال نقشه كشيدن هستند تا چگونه
 ره 100ساله را يك شبه طي كنند.



مرد رفيق‌باز:همه چيز تحت تاثير رفاقت

شخصيت رفيق باز به كسي اطلاق نمي‌شود كه تعدادي دوست صميمي دارد چون
 لازم است افراد تعدادي يا حداقل يك دوست صميمي داشته باشند. اگر فردي هيچ
دوستي نداشته باشد اين يك زنگ خطر است. كسي كه نتوانسته دوستي صميمي
داشته باشد مي‌تواند همسري صميمي باشد؟ اما شخصيت رفيق‌باز براي رفاقت زندگي
مي‌كند. در ذهن اين افراد هميشه عناويني مانند: دوست، رفيق، مرام، معرفت و... آنقدر
پررنگ است كه همه چيز را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد. اين افراد دائم در تماس با دوستان خويش
هستند و‌ بيشتر وقت‌شان را با آن‌ها مي‌گذرانند. آن‌ها به خاطر دوستان‌شان همه چيز
 زندگي‌شان را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهند. در مورد اين افراد نبايد فكر كنيد كه ازدواج مي‌كنند
و خوب مي‌شوند. اين جمله بسيار خطرناك است چون گاهي اوقات نه تنها بهتر نمي‌شوند
 بلكه بدتر هم مي‌شوند. بهتر است بپذيريد كه بايد افراد به يك حدي از تعادل و شناخت
 برسند و بعد وارد مرحله  ازدواج شوند. در اين شخصيت اول دوستان و گروه
دوستان در اولويت هستند و بعد مسائل ديگر زندگي.



مرد ضد‌اجتماعي: دروغگو، فريبكار، بي‌رحم

فردي كه شخصيت ضد‌اجتماعي دارد چند ويژگي مشخص دارد. اين فرد به‌شدت علاقه‌مند
 به شركت در فعاليت‌هاي خلاف قانون است و معمولا اگر بتوان به سوابق‌شان دسترسي
 پيدا كرد، سابقه‌دار هستند مثل دعوا كردن، نزاع دست‌جمعي يا تخريب اموال عمومي.
 اين‌ها افرادي هستند كه نمي‌توانند از كنار چيزهاي تميز يا مناسب به راحتي بگذرند.
مثلا اگر يك ماشين مشكي متاليك ببينند حتما خطي عميق دورتادور ماشين مي‌اندازند.
 3‌ويژگي مهم در اين افراد هست كه آن‌ها را خطرناك مي‌كند و آن هم دروغگويي، فريبكاري
و بيرحمي آن‌هاست. اين افراد دروغگوهاي حرفه‌اي هستند و معمولا حافظه قوي در دروغگويي
 دارند و لو نمي‌روند. شايد اين‌طور فكر كنيد كه با چنين شخصيتي كسي ارتباط عاطفي
برقرار نمي‌كند ولي بايد بگويم اين افراد در شروع ارتباط افرادي مناسب، قابل اعتماد، صادق،
مهربان، شوخ طبع و آرام هستند. چنين شخصيتي كاملا طرف مقابل را جذب مي‌كند ولي
 اين ابتداي كار است. اصلا شايد از اين روش استفاده مي‌كند كه زمينه را براي
سوءاستفاده و فريبكاري فراهم كند. اين افراد شما را سوار ماشيني مي‌كنند كه كرايه
كرده‌اند، در مسير، خانه بزرگي را به شما نشان مي‌دهند و مي‌گويند اين خانه ماست،
در ادامه به كارخانه‌اي مي‌رسيد و مي‌گويد اين كارخانه متعلق به پدر اوست و اتفاقا دربان
 كارخانه سري به نشانه سلام و ارادت تكان مي‌دهد و شما را مطمئن مي‌كند كه اين
فرد راست مي‌گويد درحالي‌كه او از قبل پولي به دربان داده تا وقتي از آنجا رد مي‌شود اين
 كار را انجام دهد. تا اين‌كه يك روز با شما تماس مي‌گيرد و مي‌گويد من يك‌ميليون تومان كم
 آورده‌ام و اگر مي‌تواني آن را به من بده تا فردا به حسابت مي‌ريزم. شما در اين لحظه فكر
مي‌كنيد كه حتما يك مشكل خاصي پيش آمده و خوشحال مي‌شويد كه به شما گفته
 كه مشكل دارد. در حقيقت ديگر نبايد دنبال پول‌تان برويد. اگر كارت اعتباري‌تان پيش
او جا بماند، مطمئن باشيد كه حساب‌تان خالي خواهد شد. او تا بتواند از شما سوءاستفاده
 مي‌كند.



آن‌ها عذاب وجدان ندارند

افراد داراي شخصيت ضد اجتماعي  چند ويژگي ديگر هم دارند. معمولا در اين افراد
 اعتياد رواج دارد. رفيق‌بازي هم در آن‌ها ديده مي‌شود و رانندگي خطرناك دارند. اين فرد
 رابطه را كنترل مي‌كند و خودش را همواره محق مي‌داند و اجازه سرزنش كردن به شما
نمي‌دهد. اگر جايي شما متوجه دروغگويي اين فرد شويد بسيار ناراحت خواهد شد ولي
 علت اين ناراحتي اين است كه چرا نقشش را خوب ايفا نكرده و شما مچش را گرفته‌ايد،
علتش عذاب وجدان نيست. در اين افراد چيزي به‌عنوان عذاب‌وجدان وجود ندارد. اين
افراد احساس گناه نمي‌كنند و به‌مرور خشونت نشان مي‌دهند اما در اوايل ارتباط اينگونه
 نيستند. اگر مچ او را بگيريد شروع مي‌كند به اشك تمساح ريختن و اعلام مي‌كند كه
اشتباه كرده و ديگر تكرار نمي‌شود. آگاه باشيد كه اين فرد در حال فراهم‌كردن زمينه براي
سوءاستفاده بعدي است. اين افراد به همسرشان و ديگران دروغ زياد مي‌گويند و اين
 دروغگويي‌ها از نوع سودآور است. از ديگر ويژگي‌هاي منفي اين افراد كه در طول زمان
بروز مي‌كند مي‌توان به پرتوقع بودن و بددهاني اشاره كرد.





آيا آن‌ها قابل درمان هستند؟

بيشتر درمانگران معتقدند؛ نبايد به درمان اين قبيل افراد اميدوار بود. در واقع درمان آن‌ها
كاري دشوار و درصورتي كه با درمانگرشان همكاري كنند، روندي چند ساله خواهد
 داشت. در اختلالات شخصيت به اين دليل كه از كودكي فرد با يكسري الگوها عجين مي‌شود،
 گرفتن اين الگوها از اين‌ افراد كار بسيار دشواري است. نكته حائز اهميت اين است كه اين
 افراد فكر مي‌كنند كه ديگران اشتباه مي‌كنند. واردشدن به حيطه درمان اين افراد حتي براي
 درمانگران نيز كار دشواري است و مشكل اينجاست كه دختران با چنين افرادي وارد ارتباط
مي‌شوند و بعد مي‌خواهند نقش درمانگر را براي آن‌ها بازي كنند و ديگر نمي‌خواهند از
رابطه بيرون بروند. عموما اين دختران موفق نمي‌شوند و فقط چند صباحي از عمرشان
را تلف مي‌كنند و بعضا آسيب‌هاي غيرقابل جبراني هم مي‌بينند. مثلا فرد خسيس
 با الگوهايي زندگي كرده است كه حاضر نيست آن الگوها را تغيير دهد بلكه به آن‌ها باور دارد.
 زماني مي‌توان به درمان اميدوار بود كه فرد خودش به اين نتيجه برسد كه طرز تفكرش
 زندگيش را مختل كرده و نياز به كمك تخصصي دارد. به‌عنوان مثال فرد معتاد زماني
مي‌تواند بر اعتيادش غلبه كند كه به اين نتيجه برسد كه اعتياد دارد و به جاي انكار،
معترف باشد و طلب كمك كند. به عبارتي اين بهترين زمان براي كمك به اوست. در غير
اين صورت دوباره چرخه معيوبي تكرار مي‌شود.
[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 15:49 ] [ وروجک ] [ ]

 

روزنه آنلاین: به مامانم ميگم من ميرم کارواش،
ميگه ماشينم ميبري؟
ميگم پ نه پ دارم ميرم اونجا دوش بگيرم ...

رفتم تو کوچه دارم ماشین می شورم همسایه مون اومده میگه ااا ماشین می شوری
پ نه پ حوصله ام سر رفته دارم با ماشینم آب بازی می کنم!!

با گل رفتم بيمارستان
نگهبان ميگه گل براي مريضتون آوردين
گفتم پ نه پ اومدم خواستگاري تو با اين سيبيلات... ...

داشتم تلويزيون ميديدم
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من ميگه داشتي ميديدي؟؟؟!!!
پ نه پ داشتم گرمش ميکردم تا شما بياي ببيني!!!!! ...

 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب
[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 15:20 ] [ وروجک ] [ ]

 


 

 

کسانی که در غم اندوه به هم خوردن رابطه یی هستند،

 گرایش خیلی

زیادی دارند که دقیقا برعکس آنچه که باید را انجام دهند.

 به همین خاطر

گاهی صدمه ی جبران ناپذیری را به رابطه شان می زنند.

در هر فاجعه یی

، اولین قدم متوقف کردن خونریزی و بعد حل مشکل است.

 رابطه ی عاطفی

شما هم از این امر مستثنی نیست. زن ها دنبال مردهای

قوی هستند که

بتوانند از آن ها محافظت کنند و مردها به هیچ وجه به زن

هایی که به آن ها

اجازه نمی دهند هر کاری که می خواهند بکنند، احترام

 نمی گذارند پس

اگر می خواهید عشق سابق تان را دوباره به رابطه برگردانید

 چند اشتباه

 زیر را مرتکب نشوید.

با ترک این ده اشتباه به خودتان ثابت خواهید کرد که

 ارزش یک عشق واقعی را دارید.

 

۱) بیش از حد مهربان نباشید

نباید این قدر راحت هر چه طرف تان می گوید را گوش

دهید و انتظار داشته باشید

 که رابطه تان هم خیلی عالی باشد! اینطور در موردش

فکر کنید؛ در همه ی

داستان های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد.

 در فیلم جنگ ستارگان،

 هم آدم های خوب بودند و هم آدم های بد! پس این

 تضادهاست که باعث

جالب و جذاب شدن مسایل می شود و یک رابطه

بدون تضاد و کشمکش

واقعاً خسته کننده خواهد شد. خیلی مهربان و خوب

 بودن یعنی منفعل،

بی اعتماد به خود مضطرب و قابل پیش بینی هستید.

 یادتان باشد که برای

 روشن کردن شعله ی آتش، اصطحکاک لازم است

پس روی حرف خودتان بایستید.

 

۲) او را مجبور نکنید

نمی توانید با یک بحث منطقی رابطه تان را از نو بسازید.

 شاید بتوانید برای

 خودتان دلیل و منطق بیاورید. اما برای طرف مقابل تان

 نمی توانید!

شما نمی توانید یک نفر را قانع کنید دوست تان بدارد

یا بخواهد که با شما

باشد. احساسات به این طریق عمل نمی کنند. قلب

انسان ها واکنشی

 است. نه منطقی، پس به جای این که با بحث منطقی

 طرف تان را برگردانید،

کارهای دیگری انجام دهید تا قلب او واکنش دهد.

 

۳) التماس نکنید

خیلی ها برای نگه داشتن طرف شان دست به عجز

 و لابه می زنند؛

«خواهش می کنم نرو، هر کاری که بخواهی برایت

می کنم...» به هیچ

وجه این کار را نکنید! این هیچ شباهتی به یک رابطه ی

عاشقانه ندارد.

شاید برای چند وقت طرف مقابل با شما بماند، اما همه

 احترامتان را پیش

 او از دست خواهید داد. این یعنی به محض این که یک

 نفر بهتر سر راه او

 قرار بگیرد، شما را ترک می کند.

 

۴) مرتب هدیه نخرید

تا به حال شنیده اید: «عشق من را نمی توانی بخری!»

 شاید وقتش

شده خوب به این حرف گوش کنید. گل و هدیه برای

تشکر یا ابراز عشق

 هستند، اما برای شما جذابیت نمی خرند. در واقع،

حتی می تواند تنفر

 آور هم باشد. این کار به طرف تان می گوید که شما

 فکر می کنید به

 اندازه ی کافی خوب نیستید و نمی توانید روی خوبی

 های خودتان تکیه کنید.

 به همین خاطر برای پوشاندن اشکالات خود برای او

 هدیه می خرید.

 

۵) هر ۵ دقیقه یکبار نگویید «دوستت دارم»

افتادن در دام این اشتباه خیلی ساده است، این که

بخواهید تند و تند به

 طرف تان بگویید که چقدر برای تان ارزش دارد و چقدر

 دوستش دارید.

خسته کردن طرف تان با «دوستت دارم» ها چندان کار

 رمانتیکی نیست.

احساسات قوی شما ممکن است تنها چیزی باشد که

طرف تان را از

 شما دور کرده است، چون نشان می دهد که گدای

عشق و محبت هستید.

 

۶) تفاوت های جنسی را فراموش نکنید

خیلی وقت ها افراد نمی توانند نظر جنس مخالف شان

 را به خود جلب کنند،

چون کارهایی انجام می دهند و طوری رفتار می کنند

 که نظر خودشان و هم

 جنسان شان را جلب می کند. مردها و زن ها به

چیزهای مختلفی جذب

می شوند. نمی توانید از چیزهایی که برای خودتان

جذاب است برای جلب

 توجه جنس مخالف استفاده کنید.

مثلامردها بیشتر جذب ظاهر زن ها می شوند.در

 حالی که برای زن ها

بیشتر شخصیت مردها مهم است.

این به آن معنی نیست که مردها نباید به ظاهرشان

 برسند یا زن ها نباید

 سعی کنند آدمهای خوبی باشند. معنی آن این است

 که باید تلاش تان

 را بکنید که روی چیزهایی که برای طرف مقابل تان جذاب

 است بیشتر کار کنید.

 

۷) همه قدرت را به او ندهید

طوری رفتار نکنید که اگر طرف تان شما را ترک می کند

 انگار زندگی تان

به پایان رسیده است. این کار همه قدرت را به او می دهد

 و باعث می شود

 شما یک بدبخت بیچاره به نظر برسید که هر کس می تواند

 شما را راحت

دور بیندازد. این چیز جالبی نیست و فقط تا زمانی ادامه

پیدا می کند که

یک فرد جدید از راه برسد. اگر می خواهید طرف تان را

برگردانید باید

 احترام خودتان را نگه دارید.

 

۸) در دام ظاهر و پول نیفتید

فرهنگ ما طوری است که همه تصور می کنند ظاهر و

پول برای همه در

 درجه اول اهمیت قرار دارد. اما واقعیت این است که

مردم ما با این قدر کوته بین

 نیستند، مخصوصاً وقتی رابطه یی نزدیک با طرف مقابل

داشته باشید. ظاهر

و پول نمی توانند پایه و اساس یک رابطه ی پایدار را بسازند.

 این ها فقط

 مثل پرده ی خانه می مانند که بعد از یک مدت کهنه

 شده و دل صاحبخانه

را می زند. بعضی ها اشتباه کرده و می گویند: «فوقش

اینقدر پول از دست

می دهم، اما باز او را به دست می آورم. نه! باید وارد

 عمل شوید و برای

 برگرداندن عشق تان اقدام کنید.

 

۹) اشتباه نشانه ها را درک نکنید

وقتی طرف مقابل تان می خواهد برای اصلاح اوضاع به

شما فرصتی بدهد،

 یک نشانه وجود دارد. باید این نشانه ها را درست درک

 کنید تا دچار

 اشتباه نشده و به موقع به آن نشانه ها واکنش دهید.

 این مورد کمی

 سخت می شود، اما می توانید در مورد رفتارهای

انسانی مطالعه کنید.

مخصوصاً در مورد دینامیک های مرد و زن و روابط عاشقانه،

 وقتی اطلاعات تان

 در این زمینه زیاد شد. آن وقت می توانید با نشان دادن

 علامت های خاص

 خودتان، شروع به تأثیر گذاری و گرفتن کنترل هر رابطه

 یی کنید.

 

۱۰) کمک بگیرید!

خیلی ها با اشتباهات مختلفی که پشت سر هم

مرتکب می شوند،

رابطه شان به طور دردناکی به هم می خورد.

در این گونه مواقع اکثر افراد نمی دانند چه باید بکنند،

 اما اگر وقت بگذارید

 و کمی در مورد روانشناسی و نیازها و امیال پایه یی

 انسان مطالعه کنید،

 می توانید کنترل از دست رفته رابطه را برگردانده و

دوباره دل طرف تان

را به دست آورید. باید تلاش کنید و این یعنی کمک بگیرید.

[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 10:53 ] [ وروجک ] [ ]
 


 

 


 
آنهايي که (از ايران) رفته اند، ايميلشان را در حسرت ِ نامه از آنهايي که
 مانده اند باز مي کنند و از اينکه هيچ نامه اي ندارند کلافه مي شوند.

 
آنهايي که (در ايران) مانده اند هر روز ايميلشان را چک مي کنند و از
 اينکه نامه اي از آنهايي که رفته اند ندارند، کفرشان در ميايد .

 
آنها که رفته اند همانطور که دارند يک غذاي فوری درست مي کنند
 تا تنهايي بخورند، در این خیالند که آنهايي که مانده اند الان دارند دور
 هم دیزی یا قورمه سبزي با برنج زعفراني مي خورند و جمعشان جمع است .

 
آنها که مانده اند، همانطور که دارند يک غذاي سر دستي می پزند،
تجسم مي کنند آنها که رفته اند الان با دوستان جديدشان گل مي گويند
و گل ميشنوند و از ان غذاهايي مي خورند که توي کتاب هاي آشپزي
عکسش هست.

 
آنها که رفته اند، فکر مي کنند آنهايي که مانده اند دائم با هم به
 گردش میروند... دربند، لواسان، بام تهران و درکه و… و آنها را که
آن گوشه دنيا تک افتاده اند، فراموش کرده اند.

 
آنها که مانده اند، تصور مي کنند آنها که رفته اند، هرشب به بار
 و ديسکو مي روند و خوش مي گذرانند و آنهایی را که توي اين
 جهنم گير افتاده اند فراموش کرده اند.

 
آنهايي که رفته اند دلشان لک زده بجای آن مشروب ها که
چندان باب طبعشان نيست، يک چاي دم کرده سماوری حسابي بخورند.
 

 
آنهايي که مانده اند آرزو به دل شده اند که برای يکبار هم که شده
بروند داخل مغازه اي و بی دغدغه و نگرانی، مشروب سفارش بدهند.

 
آنها که مانده اند بر این باورند که آنهايي که رفته اند دیگر حق اظهار
 نظر ندارند و فوري قلم برداشته و اسم شان را خط مي زنند.

 
آنها که رفته اند، با شوق و ذوق بيانيه امضا مي کنند و مي خواهند
خودشان را به جريان سياسي کشوري که تويش نيستند، ملحق کنند.
 

 
آنها که مانده اند در حسرت بي بي سي و صداي آمريکای بدون
 پارازيت، و اینترنت بدون فیلتر و رسانه های تماماً دولتی کلافه مي شوند.

 
آنها که رفته اند پاي اينترنت پر سرعت، دنبال فوتبال شبکه 3
با گزارش عادل يا سريالهاي داخلی و با کلام پارسي و
فضاهایی ايراني هستند . 
 
 
آنها که مانده اند، در ذهنشان از آن طرف، مدينه فاضله مي سازند.

 
آنها که رفته اند،به خاک گرفتن خاطراتشان در سرزمین
 مادری، حسرت میخورند.

 
و بالاخره: آنهايي که مانده اند مي خواهند بروند... آنهايي
 که رفته اند مي خواهند بر گردند...

 
اما... هم آنهايي که رفته اند و هم آنهايي که مانده اند در
 يک چيز مشترکند :

 

احساس تنهايي...

[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 10:42 ] [ وروجک ] [ ]

 


 


 


 


1- افغاني ………..صدقه تو شونوم!………….!Sadghe to shonom

2- انگليسي ……………..آي لاو يو!……………………!I love you

3- ايتاليايي …………………تي آمو!……………………..!Ti amo

4- اسپانيايي …………….ته کويرو !………………………!Te quiro

5- آلماني ………….ايش ليبه ديش!………………!Isch liebe dich

6- آلباني ……………………..ته دوه!……………………....!Te dua

7- ترکي …………….سني سويوروم!……………..!Seni seviyurom

8- پرتغالي ………………….او ته آمو!………………….!Eu te amo

9- چيني ………………….وو آي ني!………………………!Wo ai ni

10- چکي …………………ميلوجي ته!…………………….!Miluji te

11- روسي ………………يا تبيا ليوبليو!………………!Ya tebya liub liu

12- ژاپني ……………………آيشيتريو !………………………!Aishiteru

13- سويدي …………ياگ السکار داي!……………….!Yag Elskar dai

14- صربستاني ……………….وليم ته!……………………!Volim te

15- عربي …………………..انا بحيبک!……………….!Ana Behibbek

16- فارسي …………….دوست دارم!…………………..!Dooset daram

17- فرانسوي ……………….ژ ت آيمه!…………………….….!Je t aime

18- فيليپيني ……………..ماهال کيتا!……………………..!Mahal kita

19- کره اي ……………..سارانگ هيو!…………………….!Sarang heyo

20- لهستاني ………………کوهام چو!……………………!Koham chew

21- مجارستاني ……………..سرتلک!…. ……………………..!Szeretlek

22- ويتنامي ……………….آن يه و ام!……………………..!An ye u em

23- يوناني …………………….سغه پو!………………………!Sagha paw

24- يوگسلاوي …………….يا ته ووليم!…………………….!Ya te vol

[ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 8:58 ] [ وروجک ] [ ]

 

تو آن چیزی خواهی شد که به آن می اندیشی و عمل میکنی .


زندگی هدیه خداوند به ماست و ” شیوه زندگی ” ما ، هدیه ما به خداوند
.


پربارترین گنج ، قلبی عاشق است که با همه در آرامش است
.


بیدار شو . قوی باش . کارهای زیادی هست که باید انجام بدهیم .

بارهای زیادی هست که باید بر دوش بکشیم . قوی باش ، خوب بجنگ و پیروز شو .


بهترین لحظات زندگی ، اوقاتی است که احساس می کنیم عشق

را به دیگران منتقل می کنیم و پیام و حضور خدا را برای دیگران قابل

لمس می سازیم .


هر رنجی در خدمت تکامل است
.


شادی را هیچ پیامبر و قدیسی نمیتواند به تو ارزانی دارد . تو باید خود

 این ثروت را کسب کنی .


یکی از مهمترین گام های رسیدن به خدا ، عشق و یاری به فقر است
.


خدای نور و زندگی ! هر روز مرا از عشقت لبریز کن تا از بگذرم و به رنجیدگان برسم .

دعاها و اشکهایم را برایت می آورم . خودم را به تو تقدیم میکنم .


مراقب باشید انچه می بخشید چون رازی در قلبتان پنهان بماند
.


زمین و آسمان شاید روزی ناپدید شوند اما حقیقت یا عشق فناناپذیر است .

 به آنچه فناناپذیر است بپیوندید .


با زندگی بیامیزید . به رنجیدگان یاری رسانید . به همه عشق بورزید . آنگاه خودتان

، تقدیر ، راز زندگی و خدا را خواهید شناخت .


تنها باشید اما نه منزوی . با مردم مراوده داشته باشید و خدا را در آنها ببینید
.


آموزشی جدید لازم است تا قلب را بیدار کند . وقتی که قلب بیدار شود ، ذهن را در مسیر هدایت خواهد کرد و نوری از قلب به ذهن خواهد تابید
.


ما با چشم ظاهر همه چیز را قضاوت میکنیم ، اما خدا به درون مینگرد . ما اعمال

ظاهری را تحسین میکنیم ، اما خدا به انگیزه های درونی مینگرد .


انسان چیزی نیست که تصور می کند بلکه آن چیزی است که اراده میکند و می خواهد
.


وقتی که تندر می غرد و توفان می وزد ، نهراس . در پس این تندر و آن طوفان ،

 کسی حضور دارد که زمین را آفرید و او عاشق و مهربان است .


وقتی که اندوهی نصیبمان میشود ، خدا لبخند میزند زیرا میداند که رنج گذراست

و از رنج و درد است که زندگی غنا می یابد .


در راه زندگی هرگز از هیچ شکستی نومید نشو ، خدا با توست
.


کسانی که قلبی پاک دارند حضور خدا را در همه وقایع می بینند
.


دست نیافتنی ترین چیز در دنیا زمانیست که از دست رفته است
.


خود بگو خدا با من است و همه چیز در دست اوست این جملات توفان را آرام می سازد
.


هرکس همان گونه است که فکر می کند پس مراقب افکار خود باشید . ذهن

 همچون ساعتی پیوسته درحال کار کردن است و باید هر روز با اندیشه های خوب

آن را کوک کرد .


دست نیافتنی ترین چیز در دنیا زمانیست که از دست رفته است
.


خداوند برکتی عظیم به توبخشیده است . تو چه چیزی به اوتقدیم میکنی ؟

هرروزچیزی هر چند کوچک به اوتقدیم کن . از روی عشق و به نیازمندان . . .


میان دانستن و دریافت کردن فاصله زیادی است
.


وقتی که بر یک وسوسه ، اندیشه پلید،یا خواسته نا خوشایند چیره می شویم واز

 ارتکاب به آن اجتناب ورزیم نیرویی نهفته و قدرتمند در درون ما شکفته می شود و

پاره اللهی . جودمان را تقویت می کند .
انگاه نگاهی تازه ، نیرویی نوین و خردی متعالی تر نسبت به زندگی خواهیم داشت

و با ارامش و سرور بیشتری راه عشق را می پیماییم .


اندیشیدن در زندگی مان نقش مهمی دارد اندیشیدن به نگرش‌ مان شکل می دهد ،

اندیشه‌ مان می توانیم زندگی مان را دگرگون کنیم .


هر یک از ما می تواند در هر زمان که بخواهد وارد خانه دوست شود . تنها لازم است

 کلید قفل دل خویش بگشاییم . خانه دوست پیش رویمان خواهد بود . . .


به خدا دعا کنید تا از شما برای اجابت دعاهای دیگران استفاده کند
.


وقتی خداوند در این نزدیکی است چرا دچار ترس می شوی ؟



زندگی به نخی بسته است و بسیار نامطمئن ، هیچوقت نمیدانید که مرگ چه زمانی

 شما را احضار میکند پس به هیچ چیز وابسته نباشید هر چیز را همانطورکه پیش

می آید بپذیرید و پیوسته به خدا فکر کنید بگذارید که فکر خدا در زمینه آگاهی شما

در همه اوقات جاری باشد . . .


مرگ مانند ماری است که پوست می اندازد . انسان نمی میرد بلکه فقط جسم

 مادی خود را ترک می کند . میتوان گفت که جسم مادی مرده است نه خود انسان

، انسان نمی میرد ، نمی تواند بمیرد .


مرگ مانند غروب خورشید است وقتیکه خورشید در اینجا غروب میکند در جائی

 دیگر طلوع میکند و در واقع هیچگاه خورشید غروب نمیکند به همین ترتیب مرگ

هم فقط یک توهم ظاهری است .


آنچه در این دنیا مرگ تلقی میشود در دنیائی دیگر تولد است ، زیرا زندگی نهایتی ندارد
.


شاید بعضی هاتون بگین چه کسی از اون دنیا اومده یا مرده و بعد زنده شده منظورم همان خواب جسم است ولی من یکی به این موضوع معتقدم . معتقدم که جسم

 فیزیکی پس از مرگ ما که جسم دیگری است و روح در مرحله بعدی به درآن

 جسم میرود که نامش ( قرینه اثیری ) است و از ماده ای بسیار ظریف و اثیری

تشکیل شده است . . .


مبادا آن کس را که هرگز ما را فراموش نمی کند فراموش کنیم
. . .


مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی بر ویرانه خانه و مغازه اش

آویخت که روی آن نوشته بود : مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا

شروع به کار خواهم کرد !


بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است . متبرک کسی است که علی رغم همه

 رویدادها قلب خود را بسوی خدا می گیرد و می گوید : به تو توکل میکنم . . .


افراد بسیاری را دیده ام که برای اثبات برتری دین خود دست به هر کاری می زنند،

آنها وارد مباحثاتی بی انتها می شوند ، حتی برای اثبات آن می جنگند و حاضرند که جان

 خود را ببازند . اما افراد اندکی را دیده ام که مطابق با تعالیم دین خود زندگی می کنند

و گواه راستین تعالیم برتر دین در زندگی هستند .

______________________________

 

دادا جی‌. پی‌. واسوانی‌ در دوم‌ ماه‌ اگوست‌ سال‌ ۱۹۱۸ در حیدرآباد سند هندوستان

‌ زاده‌ شد . او تحصیلات‌ عالی‌ خود را در کالج‌ سند کراچی‌ با موفقیت‌ چشم‌ گیری‌ گذراند

 و از آن‌ پس‌ در مسیر زندگی‌ به‌ پیروی‌ از استاد معنوی‌ خود ، سادو واسوانی‌ ـ که‌

عمویش‌ نیز بود ـ دل‌ گماشت‌ .

جی‌. پی‌. واسوانی‌ این‌ عارف‌ ، فیلسوف‌ ، انسان‌دوست‌ و آموزگار بزرگ‌ گام‌های‌ عموی‌ بزرگوارش‌ را پی‌ گرفت‌ و شیوۀ‌ زندگی‌ خود را بر اساس‌ کتاب‌های‌ مقدس‌ ، موعظه‌های‌ قدیسین‌ و منش‌ سادو واسوانی‌ بنا نهاد
.
در حال‌ حاضر دادا جی‌. پی‌. واسوانی‌ سرآمد آموزگاران‌ معنوی‌ مرکز سادو واسوانی‌ ست‌

، که‌ شعبات‌ گوناگونی‌ در شهرهای‌ هندوستان‌ و کشورهای‌ مختلف‌ جهان‌ دارد . این‌

مرکز پس‌ از سادو واسوانی‌ با یاد و احترام‌ او نام‌گذاری‌ شد .
مردی‌ که‌ دانای‌ اسرار، فرزانه‌ و یک‌ قدیس‌ بود. او معتقد بود که‌ ما باید خداوند را با

قلب‌ خود در آغوش‌ بکشیم‌ و خدمات‌ عاشقانۀ‌ خود را نثار تمامی‌ فرزندان‌ محنت‌

 دیدۀ‌ او نماییم‌. سادو واسوانی‌ همچنین‌ پرندگان‌ و حیوانات‌ و همۀ‌ آفریده‌های‌ پروردگار را شایای‌ مهرورزی‌ می‌دانست‌ ، چرا که‌ آفرینش‌ را از یک‌ خانواده‌ به‌ شمار می‌آورد .

پیام‌ جی‌. پی‌. واسوانی‌ نیز تکریم‌ و عشق‌ نسبت‌ به‌ همۀ‌ موجودات‌ هستی‌ ست‌ .

 این‌ استاد معنوی‌ به‌ دلیل‌ سخنرانی‌های‌ جذاب‌ و الهام‌ بخش‌ خود در هندوستان‌

 مورد احترام‌ والایی‌ قرار دارد . او همچنین‌ دارای‌ جایگاهویژه‌ ای‌ در تالار سخنرانی‌ دی‌.

 اچ‌. در سازمان‌ ملل‌ متحد است‌ و یک‌ کرسی‌ از مجلس‌ نمایندگان‌ انگلیس‌ به‌ این‌

عارف‌ گران‌ قدر اختصاص‌ دارد .

این‌ فیلسوف‌ شهیر هند تاکنون‌ سی‌ عنوان‌ کتاب‌ به‌ زبان‌ انگلیسی‌ منتشر کرده‌ است‌

. عناوین‌ کتابهای‌ منتشرۀ‌ واسوانی‌ به‌ زبان‌ مادری‌ او ـ سندی‌ ـ نیز بیش‌ از این‌ تعداد است‌ .

 

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 9:50 ] [ وروجک ] [ ]

 

قانون یکم: به شما جسمی داده می‌شود. چه جسمتان

را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که

 در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.

قانون دوم: در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت

 نام‌نویسی کرده‌اید که "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست

 داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان

بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی کنید.

قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یک سلسله دادرسی، خطا و

پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناکام نیز به همان اندازه آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.

قانون چهارم: درس آنقدر تکرار می‌شود تا آموخته شود.

 درس‌ها در اشکال مختلف آنقدر تکرار می‌شوند، تا آنها

 را بیاموزید. وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع کنید، بنابراین بهتر است زودتر درس‌هایتان را بیاموزید.

قانون پنجم: آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی

 نیست که در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید درس‌هایتان

را نیز باید بیاموزید.

قانون ششم: قضاوت نکنید، غیبت نکنید، ادعا نکنید،سرزنش نکنید،تحقیرو مسخره نکنید، وگرنه سرتون میاد. خداوند شما را در همان شرایط قرار می‌دهد تا ببیند شما چکار می‌کنید.

قانون هفتم: دیگران فقط آینه شما هستند. نمی‌توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنکه منعکس کننده چیزی باشد که درباره خودتان می‌پسندید یا از آن بدتان می‌آید.

قانون هشتم: انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست.

 همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این که با آنها چه می‌کنید، بستگی به خودتان دارد.

قانون نهم: جواب‌هایتان در وجود خودتان است.

تنها کاری که باید بکنید این است که نگاه کنید،

گوش بدهید و اعتماد کنید.

قانون دهم : خیرخواه همه باشید تا به شما نیز خیر برسد.

 

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 9:31 ] [ وروجک ] [ ]

 

 

پاسخهای جالب این دانش اموز باعث شد تا نمره صفر نگیرد. سوال ها و جوابها را بخوانید.

درکدام جنگ ناپلئون مرد؟

در اخرین جنگش

اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟

در پایین صفحه

چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتنی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟

زمین بتنی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد

علت اصلی طلاق چیست؟

ازدواج

علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟

امتحانات

چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟

نهار و شام

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟

نیمه دیگر ان سیب

اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟

خیس خواهد شد

یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟

مشکلی نیست شبها می خوابد

چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟

شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد

اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید کلا چه خوهید داشت؟

دستهای خیلی بزرگ

اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟

هیچ چی چون دیوار قبلا ساخته شده!!!‬

[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 9:28 ] [ وروجک ] [ ]

 

 

تمامي موفقان جهان ؛ بنوعي در رفتار با هم مشترك هستند.
«
شما گاهي فكر ميكنيد كه مثلا : اخلاق اين شخص چقدر شبيه خودم و يا فلان شخص است
. »
لطفا سر فرصت كافي و با دقت؛ نكات ذيل را بخوانيد و در مقايسه با خودتان ؛ به هر موضوع يك ٪ یا امتياز دهيد :

 

« يكصد خصوصیات رفتاری در بين افراد موفق »


1-
بخداوند ايمان دارند و معتقدند كه ايمان مبناي همه اعجازهاست و پادزهر شكست و در همه حال شاكر خداوند هستند .

2-
داراي اهداف مشخص هستند
.

3-
هميشه در پي فرصت هاي مناسب هستند
.

4-
داراي روحيه مداومت و پشتكار هستند
.

5-
در اثر بروز مشكلات متوقف نميشوند
.

6-
با متخصص مشورت مينمايند
.

7-
تسليم مشكلات نميشوند و سخت كوش هستند
.

8-
در مقابل جواب نه ، تسليم نمي شوند
.

9-
از غير ممكن حرف نمي زنند
.

10-
مي دانند كه چه مي خواهند
.



ادامه در ادامه مطلب ...

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 9:14 ] [ وروجک ] [ ]
بوی شوم امتحان آید همی, یار صفر مهربان آید همی
ما ز تعلیم وتعلم خسته ایم،دل به امید تقلب بسته ایم
مابرای کسب مدرک آمدیم،نی برای درک مطلب آمدیم !

 

                                 

 

ازجملات قصار غضنفر : هرچی كمتر بهش بيشتر فكر كنى ، بيشتر ناراحتيت كمتر ميشه !

 

                                 

 

به غضنفر میگن : من تو ام ؛ تو منی . حالا تو کدومی ؟؟ میگه : خدا ازت نگذره گمم کردی !!

 

                                 

 

برگی از اعترافات دختران: بچه که بودیم هر کس ما رو میدید لپامون رو میکشید و میگفت: عروس من میشی خشکله؟؟؟
خب لامصبا!!! حالا که بزرگ شدیم و به شماها نیاز داریم کدوم گوری هستین؟؟؟

 

                                 

 

يکي از نمونه هاي بارز تهاجم فرهنگي اينه که:سالهاست در توليد گوجه فرنگي

 خود کفا شديم اما هنوز اسمش به گوجه ملي تغيير نيافته!

 

                                 

 

يه ١٠٠ دلاري نگه داشتم كه انشالله تا ٢ ماه ديگه خونه بخرم !

 

                                 

 

از تفریحات روزانم اینه که:
تو اتوبوس یا مترو یهو از جام بلند میشم
ملت که هجوم میارن به سمت صندلی خالی‌
از جیبم موبایلم رو در میارم
دوباره میشینم :))

 

                                 

 

پسر به دختر : می خوای خورشید زندگی من باشی ؟
دختر : آره
پسر : پس ۹۲,۹۵۵,۸۸۷٫۶ مایل از من دور بمون !

 

                                 

 

غضنفر تو قطار میشینه به صندلی روبرویی میگه:
به سلامتی دارین برمیگردین؟!

 

                                 

 

وقتی حاجیان به شیطان سنگ می زدند، شیطان می خندید و می گفت:
این جماعت که امروز به من سنگ می زنند، برسند تهران به من زنگ می زنند!

 

                                 

 

گفت از حادثه ای لبریزم ، من پر از فریادم ، در درونم غوغاست
گفتم این حال تو را میفهمم ، دستشویی آنجاست !!!

 

                                 

 

وسعت عشق پسران چنان وسیع است که اگر عاشق دختری شوند
عاشق دوستانش نیز میشوند !
 

  ادامه مطلب...

                                 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 10:59 ] [ وروجک ] [ ]
 

ادامه مطلب...


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 10:53 ] [ وروجک ] [ ]
تصاویر زیباسازی نایت اسکین

[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 11:46 ] [ وروجک ] [ ]

 

همین که هرکدام از این ده نوع رابطه را می خوانید، به انتخاب های عشقی گذشته و نیز

 روابط فعلی خود و

 همچنین روابط اعضای خانواده و دوستان نزدیک تان بیندیشید.

 همین که هرکدام از این ده نوع رابطه را می خوانید، به انتخاب های عشقی گذشته و نیز

 روابط فعلی خود و

 همچنین روابط اعضای خانواده و دوستان نزدیک تان بیندیشید. آن ده نوع رابطه اینها هستند:

 


ده نوع رابطه که سرانجامی نخواهد داشت:

1 – رابطه ای که در آن بیش از آنچه نامزدتان به شما عشق می ورزد، شما به او عشق می ورزید.

2 – رابطه ای که در آن کمتر از آنچه نامزدتان به شما عشق می ورزد، شما به او عشق می ورزید.

3 – رابطه ای که در آن عاشق توانایی های بالقوه نامزد خود هستید.

4 – رابطه ای که در آن مأموریت نجات نامزدتان را به عهده دارید.

5 – رابطه ای که در آن به نامزد خود به عنوان یک الگو و آموزگار چشم دوخته اید.

6 – رابطه ای که در آن به دلایل بیرونی شیفته نامزد خود شده اید.

7 – رابطه ای که در آن شما و نامزدتان از تفاهم جزئی برخوردار هستید.

8 – رابطه ای که در آن نامزدتان را از روی سرکشی و عصیان انتخاب کرده اید.

9 – رابطه ای در آن نامزدتان را به عنوان عکس العملی در برابر نامزد قبلی تان انتخاب کرده اید.

10 – رابطه که در آن نامزدتان در دسترس شما نیست.



نکته مهم

اگر پس از آنکه این مطلب را خواندید، گمان می کنید در یکی از این ده نوع رابطه هستید،

سعی کنید کمک بگیرید:

با خانواده و یا دوستان نزدیک خود صحبت کنید، نزد مشاور یا روان شناس بروید تا به شما

کمک کند بفهمید که

 آیا عاقلانه است به رابطه تان ادامه دهید یا باید به رابطه تان خاتمه دهید.

برگرفته از کتاب «آیا تو آن گمشده ام هستی؟»/ تألیف باربارادی آنجلیس

[ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ] [ 12:11 ] [ وروجک ] [ ]

 


رفتار و طرز برخورد، شالوده و پایه ی موفقیت است. یک انسان سخاوتمند با 

رفتار و منشی مثبت مطمئناً کامیاب خواهد شد. اگر رفتارتان را تغییر دهید،

ادراکتان، اعمالتان، و زندگی تان را تغییر داده اید؛ و با تغییر تک تک زندگی ها،

دنیا تغییر خواهد کرد. در این مقاله ۳۰ نوع کار را عنوان می کنیم که هر کدام

فقط ۳۰ ثانیه زمان می برد. تصور کنید اگر میلیون ها یا بیلیون ها انسان روی

زمین اگر فقط یکی از این کارها را انجام بدهند، دنیا چطور تغییر می کرد؟ به

 همین خاطر سعی کردیم راه های جدیدی برای رشد و پیشرفت شخصی به

 رایتان عنوان کنیم که می توانید در کمتر از ۳۰ ثانیه آن ها را انجام دهید.

۱- تُن صدایتان را تغییر دهید. برای ۳۰ ثانیه سعی کنید نرم تر، آرام تر، و کمی

 خوشایندتر صحبت کنید. با نتایج شگفت انگیزی روبه رو خواهید شد. آیا می دانستید

وقتی با صدای نرم تر و آرام تر به بچه ها دستور بدهید، نسبت به اینکه سرشان

 داد بزنید، تأثیر بیشتری خواهد داشت؟ اگر در کار خسته شده اید، حتی فقط

برای ۳۰ ثانیه سعی کنید لحن صدایتان را آرام تر کنید، شاید زودتر به نتیجه رسیدید!

۲- ایده های قدیمیتان را به یاد آورده و دوباره آن ها را از سر گیرید. برای ۳۰ ثانیه،

ایده قدیمیتان را دوباره امتحان کنید. آیا این ایده ی یک اختراع، یک پروژه کاری،

 یا کاری بوده که به نظرتان خسته کننده می آمده؟ یکی از آن کارها را انتخاب کرده

و یک بار دیگر امتحانش کنید. تصور کنید اگر همه ی آدم ها اینقدر جرات داشتند که

 از نبوغ خدادادی در جهت استعدادهایشان بهره گیرند چه می شد؟ می دانید چه

 چیزهای جدیدی در دنیا ابداع می شد؟

۳- برای ۳۰ ثانیه به یک نفر یک فرصت دوباره بدهید. یک بار دیگر به حرف هایش

 گوش دهید یا یک بار دیگر به او فرصت دهید شاید که تغییر کرده باشد.

۴- به فرزندانتان بگویید «دوستتان دارم» و «به شما افتخار می کنم.» به

چشم هایشان نگاه کنید، و به آن ها نشان دهید که چقدر به رایشان ارزش قائلید.

 تصور کنید اگر همه ی والدین ۳۰ ثانیه در روز هم که شده به فرزندانشان اطمینان

 خاطر می دادند، دنیا چه تغییری می کرد

۵- دفعه ی بعدی که منتظر خشنودی آنی یا چیزی بودید که نمی توانید در همان

لحظه داشته باشید، برای آنچه که در حال حاضر دارید، ۳۰ ثانیه از خدا تشکر

و قدردانی کنید. این کار باعث تغییر رفتارتان خواهد شد.

۶- ۳۰ ثانیه محکم تر و صاف تر بایستید، و سرتان را بالاتر بگیرید. در چشم های

 دیگران نگاه کنید و با اطمینان بیشتر راه بروید. ببینید چه احساس خوبی دارد.

۷- کاری را که قبلاً از انجام آن دست کشیده اید و نیمه رها کرده اید را انتخاب

کنید که امروز انجامش دهید. ۳۰ ثانیه بیشتر طول نمی کشد که برای انجام

کاری تصمیم بگیرید. قولتان را پیش خودتان نگه دارید و مطمئن باشید که حتماً

انجامش خواهید داد.

۸- به هم ریختگی هایی که کس دیگری ایجاد کرده را تمیز و مرتب کنید.

۹- از کسی تعریف و تمجید کنید.

۱۰- برای چیزی یا کسی که باورش دهید، بایستید. یک جمله ی حمایت کننده،

 حوزه ی نفوذ شما را گسترده تر خواهد کرد.

۱۱- کسی را در کارش تشویق کنید و به او اطمینان خاطر بدهید. به او بگویید که «تو می توانی!» او را باور داشته باشید و این باور را نشان دهید.

۱۲- کسی را که دوست دارید بیشتر با او آشنا شوید را به خانه تان دعوت کنید.

 می توانید شام را کنار هم صرف کنید. از این دعوت برای یک دوستی تازه استفاده کنید.

۱۳- به مدت ۳۰ ثانیه در جمع همسرتان را ناز و نوازش کنید. دستتان را پشتش بکشید، انگشتانتان را در موهایش فرو ببرید، نرم و آرام بغلش کنید، دستش را به نرمی

 فشار دهید، یا حتی یک بوسه تند و چابک. خیلی خوب است اگر بچه هایتان بفهمند

 که پدر و مادرشان همدیگر را دوست دارند و برای ابراز علاقه به هم راحت هستند.

مطمئناً اگر همه ی زوج ها فقط ۳۰ ثانیه در روز برای چنین کاری وقت می گذاشتند،

این قدر زندگی های زناشویی درهم و برهم نبود.

۱۴- یک کلمه ی جدید (کلمه ای از زبانی خارجی که به خوبی به آن تسلط ندارید)

یا یک چیز تازه در مورد یک فرهنگ دیگر یاد بگیرید.

۱۵- چکی به مبلغ %۱۰ از حقوق ماهانه تان بنویسید و به مؤسسات خیریه هدیه کنید.

۱۶- هر روز ۳۰ ثانیه برای غالب آمدن بر ترس ها و شجاعانه روبه رو شدن با همه ی

 موقعیت های زندگی تان دعا کنید. رفتاری مثبت و هدفی مثبت در ذهن داشته باشید.

 برای کارهای آن روزتان طبق اولویت ها برنامه ریزی کنید. بعد از ۳۰ ثانیه برای تغییر آماده خواهید بود.

۱۷- از کسی بپرسید، «حالت چطور است» و واقعاً به جوابی که به شما می دهد

خوب گوش کنید.

۱۸- ۲۰ هزار تومان در یک پاکت گذاشته و با عنوان «ناشناس» برای کسی بگذارید که

 می دانید به آن احتیاج دارد. نیکوکاری بدون اینکه شناخته شوید احساسی فوق العاده

 در شما ایجاد خواهد کرد. امتحان کنید!

۱۹- یک اقدام سریع برای محیط زیست بکنید. به پرنده ها غذا بدهید، زباله ها و آشغال ها را جمع و جور کنید و

۲۰- یک صبحانه ی عالی برای خود انتخاب کنید (انرژی روزانه ی خود را با یک تصمیم

۳۰ ثانیه ای شروع کنید). کمتر مواد قندی بخورید و بیشتر پروتئین و میوه بخورید و

صبحانه ای سالم و مقوی برای خود انتخاب کنید.

۲۱- اگر خیلی وقت است که درون خانه یا شرکت هستید، بیرون بروید و اجازه بدهید که نور آفتاب روی صورتتان بنشیند. این کار حالتان را خیلی سریع بهبود خواهد داد.

۲۲- وقتی کسی از شما تقاضای کم خواست (کمک مالی)، پاسخ مثبت بدهید.

۲۳- برای انتخابات ثبت نام کنید. ۳۰ ثانیه برای ثبت نام وقت بگذارید و فرم را پر کنید. با این کار هر وقت موقع انتخابات شهر یا شورا رسید می توانید در این فعالیت مردمی شرکت کنید

۲۴- یک دانه بکارید (یا اگر وارد هستید، یک نهال بکارید). تصور کنید اگر میلیون ها آدم روی زمین این کار را بکنند دنیا چه تغییری خواهد کرد.

۲۵- چراغ اتاق هایی که خالی است را خاموش کنید (لامپ اضافی خاموش). هر

 ۳۰ ثانیه هم ارزش دارد.

۲۶- در سطل زباله ی خانه چند کیسه ی زباله بگذارید تا انواع مختلف زباله ها

را جداگانه دور بریزید. شما بازیافت زباله را از همین امروز شروع کرده اید.

۲۷- یک عادت بدتان را در ۳۰ ثانیه ترک کنید؛ و ۳۰ ثانیه به ۳۰ ثانیه آن را تکرار کنید.

۲۸- ۳۰ ثانیه بخندید. استرستان فروکش خواهد کرد.

۲۹- آب بنوشید.

۳۰- ۳۰ ثانیه از هر آنچه که دارید احساس رضایت کنید؛ و همیشه قدردان نعمت های خداوند باشی.

 

 

[ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ] [ 12:3 ] [ وروجک ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

تنهایی رو دوست دارم چون بهش عادت کردم

تنهایی رو دوست دارم چون میتونم با خدا خلوت کنم و هر چقدر میخوام گله کنم

تنهایی بهونه ای برای زنده بودنم

تنهایی دلیلی واسه ی گریه هام و خنده هام

واسه ی غرور و تکبرم

تنهایی دلیلی واسه ی موفقیت هام و شکست هام
تنهایی دلیلی واسه ی نوشتنم

تنهایی معلم منه که به صداقتش اعتماد دارم

تنهایی دوست منه که به تنهاییش اعتماد دارم

تنهایی کسیه که به بیکسیش اعتماد دارم

تنهایی بهترین دوست منه که تا اخر عمر با من میمونه

تنهایی همه چیز منه و تنها چیز من

امکانات وب
type="text/javascript"> (function() { var po = document.createElement('script'); po.type = 'text/javascript'; po.async = true; po.src = 'https://apis.google.com/js/plusone.js'; var s = document.getElementsByTagName('script')[0]; s.parentNode.insertBefore(po, s); })();

امارگیر حرفه ای سایت

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

انواع کد های جدید جاوا

تصاویر زیباسازی نایت اسکین